كليفورد ادموند باسورث ( مترجم : فريدون بدره اى )
54
سلسله هاى اسلامى جديد : راهنماى گاهشمارى و تبارشناسى ( فارسى )
( * * ) 408 / 1018 عبد الرحمن چهارم ابن محمّد ، مرتضى ( * * ) 408 / 1018 قاسم بن حمود ، مأمون ، از حموديان ، نوبت اوّل 412 / 1021 يحيى بن على ، معتلى ، از حموديان ، نوبت اوّل 413 / 1023 قاسم حمودى ، نوبت دوّم ( * * ) 414 / 1023 عبد الرحمن پنجم ابن هشام ، مستظهر ( * * ) 414 / 1024 محمّد سوّم ابن عبد الرحمن ، مستكفى ، مقتول در 416 / 1025 416 / 1025 يحيى حمودى ، نوبت دوّم ( * * ) 418 - 422 / 1027 - 1031 هشام سوّم ابن محمّد ، معتدّ ، فت 428 / 1036 ملوك الطوائف سپاهيان عرب و بربر در 92 / 711 از تنگه جبل الطارق گذشتند و از مراكش به اسپانيا درآمدند و با سرعت ويزيگوتها را كه يك طبقهء نظامى اشرافى ژرمنى بودند و تا آنزمان بر اسپانيا حكومت داشتند ، برافكندند . در دهههاى بعد ، سپاهيان مسلمان بازماندهء ويزيگوتها را به كوهستانهاى كانتابريايى در منتهى اليه شمال شبه جزيرهء ايبريا راندند و حتى از كوههاى پيرنه گذشتند و به گل فرانكها درآمدند ، تا اين كه شارل مارتل آنها را درست در شمال پواتيه در نبردى كه اعراب آن را بلاط الشهداء مىنامند ، در 114 / 732 شكست داد . در سالهاى اوليهء غلبه مسلمانان ؛ واليان عربى كه متواليا از مشرق به اسپانيا كه دورترين ايالت غربى امپراتورى اسلامى را تشكيل مىداد و اعراب آن را اندلس مىناميدند ، فرستاده مىشدند بر آنجا حكومت مىكردند . ( كلمهء اندلس به طور قطع و يقين از وانداليشيا ، سرزمين واندالها ، گرفته نشده است زيرا واندالها كه دو قرن پيش از اسپانيا گذشته بودند عملا اثرى از خود باقى نگذاشتند . احتمال بيشتر بر آن است كه واژهء اندلس از يك عبارت آلمانى به معناى « حصه و سهمى از زمين » گرفته شده باشد ) . در 138 / 756 ، عبد الرحمن اوّل ، بعدا معروف به الداخل يكى از معدود امويانى كه از قتل عام انقلاب عباسى جان سالم بدر برده بود ، در اسپانيا ظاهر شد و امارت امويان را در آن سرزمين بنيان گذاشت . استقرار دولت اموى در شبه جزيرهاى كه واقعيتهاى جغرافيايى آن عليه هرگونه نظارت مركزى و حكومت استوار مىستيزيد ، به راستى موفقيتى بزرگ بود . البته شالودهء